
آن شب که کائنات محمد را می خواندند
محمد (ص) ، از فراز شانه جبرئیل ، دمی در آسمان خیره شد. ستارگان به شتاب فرو می باریدند تا پولک وار بر بهشتیینه جامه محمد (ص) بنشینند ؛ صدای جبرئیل ترنم هزار هزار قطره باران ، لطافت هزار هزار گلبرگ یاس را در فضای کوچک حرا می افشاند که : اقرا ؛ چه سان می توانست آنچه را بر لوح سینه اش داشت بخواند ؟
اقرا باسم ربک الذی خلق...
و محمد (ص) ، در حالی که لب بر لب می سود و به آهنگ ندای فرشته حق مترنم بود ، در جامه رسالت بر فراز زمین و زمان متلالی شد. اندکی بعد ، پیامبر الهی در خانه بود.مستور در هاله ای از اشراق. دیدگان شیفته اش ، گویی دیگر به آنچه زمینی بود ، نمی خواستند برگردند. می خواست بی تابی و شوقش را در پشمینه ای بپیچد،که صدای آسمانی در خانه سیلان یافت :
یا ایها المدثر قم فانذر
رسول الله (ص) به نماز ایستاد و بدینسان رسالت پیامبر اسلام آغاز شد و ذات احدیت انسان را شایسته شعور نور گردانید.اینک در اهتزاز پرچم سرمدی اسلامی، دلهایمان متبلور و حضورمان متبرک می شود و جهان آشفته ، ره به سوی دارالسلام دارد.
چشم خودبین جهان دارد خدایی می شود توتیای چشم دل کردند خاک پای تو
ای رسول ازلی و ابدی ، که خضر ، حیات نوش یک تبسم توست ! ای خاتم هستی که حضورت ، نگین در دانه آفرینش است ! دستان نارسای دعاهای ما را از فرش برگیر و گوهرینه اجابت های الهی را از دامنش بر ما بباران!
اینک،ضمیرهای روشن با تمسک به حبل متین الهی ، هروله کنان از بیراهه ها ، که جز وسواس خناس نیست ، روی به سوی برترین آیین خدا دارند.
ای طلوع آیت والشمس در سیمای تو سوره والطور و صف سینه سینای تو
شورای اسلامی کلانشهر تبریز سالروز بعثت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) به پیامبری آخرین و کاملترین دین الهی را به عموم هم میهنان عزیز تبریک می گویید.
|